سال تحصیلی 94-93هم با همه ی فراز و فرود هایش با کنکور سراسری 94به پایان رسید.اما اتفاقاتی در زیر لایه های این شهر رخ داد که بازگو کردن آنها شاید بتواند جرقه ی کوچکی باشد در این مخزن باروت و شاید شعله ی کنکور را که سال هاست خاموش شده است از نو روشن کند.
سال کنکور را که به اشتباه آن را فقط پیش دانشگاهی میدانیم،تعداد زیادی با شور و شوقی وافر در کتابخانه شروع کردند.این تعداد به حدی بود که خانم قلیپور مسئول کتابخانه مجبور شدند طرح زوج و فرد را به اجرا درآورند،این طرح که میتوانست خیلی خوب از آب در آید، متاسفانه به علت دوستی و آشنا بودن دخترها با هم و مخصوصا پسر ها با هم،در روز های زوج پسر ها دور هم جمع می شدند وبا هم صحبت میکردند و در روز های فرد هم دخترها.این شرایط در حالی رخ داد که می دیدیم روزهایی که همه در اتاق مطالعه بودند هیچ سروصدایی بلند نمی شد و همه سر در لاک خود داشتند و برای آینده خود زحمت می کشیدند.
روز ها کم کم سپری شد و دست دروگر وقت شروع به کار شد.تعداد زیادی از پسر ها و دخترها قید کنکور را زدند،به دلایلی بسیار پوشالی از جمله:دل مشغولی های خانوادگی،فعالیت های اجتماعی،حال نداشتن،درس های زیاد مدرسه،و شاید هم ازدواج.
اما هنوز تعدادی در این راه سخت مقاومت می کردند و پیش می آمدند،کم کم به انتهای سال تحصیلی رسیدیم و همان تعداد کم به کتابخانه آمدند و باز هم همان آش و همان کاسه،باز صحبت و باز درس نخواندن.اما اینبار کمی فرق داشت و آن هم این بود:بعضی افراد که واقعا برای درس آمده بودند با دیگران که اغلب دوستشان بودند به درگیری لفظی پرداختند و نتیجه اش هم که معلوم است،افزایش فشارها ی روحی و روانی بر کسی که در روز های آخر باید آرام باشد.این چرخه ی معیوب ادامه پیدا کرد تا اینکه روز کنکور فرا رسید و اکثر افراد با دلهای شکسته و عصبانی از خود و جامعه ی خود کنکور را به اتمام رساندند.
حال ببینیم مشکل از کجا سرچشمه می گیرد ،آیا مشکل از خانواده است؟یا نظام آموزشی؟یا کلاس های آموزشی؟یا اصلا خود دانش آموز؟
در این میان اکثرا مشکل از خانواده و به طور خاص پدر و مادر نیست چون اگر کمی هم دقت کنیم می بینیم همه ی والدین تمام سعی و تلاش خود را برای موفقیت فرزندشان می کنند و اگر حرفی هم میزنند که به مزاج فرزند خوش نمی آید از روی مهربانی و دلسوزی است.
اما نظام آموزشی ویا کلاس های آموزشی چه طور؟شاید اکثر افراد این گزینه را علت اصلی عقب افتادگی سطح علمی شهر بدانند اما بیایید کمی دقت کنیم چه کسانی چرخ این نظام ها را به گردش در می آورند؟آیا جز معلمان و دانش آموزان؟
متاسفانه مشکل اصلی اینجاست،معلمانی با سطح علمی کم(اکثریت) ودانش آموزانی که ده ها بار از آنها کمتر اند.دانش آموزانی که اگر دختر باشند فقط معدل 20و اگر پسر باشند، بیشتر فقط قبولی را میخواهند و معلمانی که آنها را اجابت می کنند.
در این میان چرا سطح علمی معلم ها اینقدر نزول کرده است و یا اینقدر در حضیض مانده اند؟برای جواب بیایید برگردیم به سخنان نفر اول تجربی 93که گفت:از معلم ها میخواستیم و آنها مجبور بودند سطح خود را با ما بالا بیاورند.
آیا ما هم از معلم ها ی خود میخواهیم؟یا اصلا ما تلاش میکنیم تا آنها هم تلاش کنند؟در این چرخه معلم وظیفه اش درس دادن است، درس دادن درپایین تراز سطح امتحان نهایی.و اگر کسی در حد کنکور بخواهد درس بخواند،یا باید خود تلاش کند یا به آموزشگاه برود. که متاسفانه خودش،توسط دوستانش به عقب کشیده می شود و آموزشگاه هم که در شهر ما فقط برای پول در آوردن است و سوال امتحانی دادن به دانش آموز و هیچ شباهتی به آموزشگاه کنکور ندارد.
شاید بحث در مورد اینکه دانش آموزان مقصر اصلی این نظام آموزشی اند به درازا کشیده شده باشد هر چند حرف های زیادی هنوز هست.
اما آیا برای به راه افتادن این چرخ راهی هم وجود دارد ؟
این را باید از صاحب نظران پرسید اما:
- می توان با سرمایه گذاری روی افرادی خاص،
- اطلاعات علمی دادن به والدین تا فرزندان خود را به روشی درست ترغیب کنند تا برای آینده خود نه فقط در پیش دانشگاهی بلکه از اول یا دوم دبیرستان با مطالعه ای مهندسی شده تلاش خود را آغاز کنند،
- تشکیل انجمن های مردم نهاد از خود دانش آموزان و معلم ها تا با همکاری هم سطح علمی خود را بالا ببرند،
- ایجاد آموزشگاهی که نه برای پول بلکه برای اعتلای این شهر زحمت بکشد،
- ایجاد جلسات مشاوره ای توسط مشاورانی که کارشان(به قول معروف)ساخت دانش آموز است
شاید بتوان با این موارد مشکلات را برطرف کرد و گرهی از گره های کور این شهر باز کرد.
در آخر لازم است علاوه بر تشکر از شما که وقت خود را صرف خواندن این مطلب کردید دو نکته را عرض کنم:
1)شاید این نوشته ها حرف دل خیلی از ما باشد اما نکته اینجاست که تا زمانی که خود دانش آموز نخواهد،هیچ کس نمی تواند او را به درس خواندن وادار کند،پس اول باید افرادی تربیت کنیم که خود، بخواهند.
2)نویسنده این مطلب خود از مقصران بزرگ در این ماجراست،کسی که تنها توجیهش برای قناعت بر معدل 14 ،کمتر بودن معدل دیگر همکلاسی هایش بود و این یکی از ده ها جرمی بود که این شخص مرتکب شده است.این را گفتم تا افرادی نگویند نویسنده خود را از همه اتهامات تبرئه کرده است.
و باز هم تکرار می کنم خود من یکی از مقصران اصلی این ماجرا هستم.
با تشکر
حبیب الله شهبازی نژاد
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب :
برچسب ها: